اهمیت مشاوره اطلاعاتی

در ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۱ به همت کمیته آموزش انجمن کتابداری و اطلاع‌رسانی ایران با همکاری  گروه علم اطلاعات و دانش‌شناسی دانشگاه شهید بهشتی، جلسه‌ای با عنوان اهمیت مشاوره اطلاعاتی در محیط ادوبی کانکت برگزار شد. سخنران دکتر مهدی شقاقی عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی بودند. جلسه خوب و مفیدی بود. پرسش‌های بنیادی خوبی راجع به این مفهوم مطرح شد. با بررسی در منابع داخلی و خارجی و فقط جستجو در عنوان منابع، مشخص شد به این مفهوم نسبت به سایر مفاهیم در حوزه علم اطلاعات، کمتر پرداخته شده است و مفهوم فقیری است. در مجموع کمتر از 25 مقاله فارسی و انگلیسی وجود داشت که عبارت مشاورۀ اطلاعاتی یا هم‎خانواده‎های آن را در عنوان داشته باشند. دایره این مفهوم، دایره بازی را در برمی گیرد و می توان حضور کتابداران را در عرصه های مختلف مانند مراکز مشاوره، حوزه بهداشت و درمان، حوزه آموزش و پرورش، حوزه پژوهش و …داشته باشیم.

با بررسی منابع مشخص شد این اصطلاح در ۱۹۸۸ ظهور پیدا کرده و در سال ۱۹۹۱ به جلو رفته است. در منابع فارسی هم کمتر به این مفهوم پرداخته شده است و ظهور آن در مقالات فارسی در نشریه اطلاع شناسی به سال 1384 بوده است.

مشخص شد. وقتی مفهوم مشاوره اطلاعاتی را مطرح می‌کنیم، و در صدد برمی‎آییم که آن را تعریف کنیم، به مفاهیمی مانند خدمات مرجع، خدمات اطلاعاتی و خدمات اطلاع‌رسانی برمی‌خوریم و آنگاه باید تلاش ما معطوف به این شود که تعریفی ارائه گردد که با مفاهیم فوق همپوشان نبوده و مستقل باشد. سوال پیش می آید که مفهوم مشاوره اطلاعاتی چه فرقی با این مفاهیم دارد. باید ببینیم آیا می‌توانیم مشاوره اطلاعاتی را به طور مستقل تعریف کنیم ابعاد و مولفه‌های آن را مشخص نماییم، ابعاد را تعریف عملیاتی کنیم  و براساس آن گویه‌هایی را استخراج نماییم که هنگام بررسی استقرایی یک مرکز، مطمئن باشیم داریم این مفهوم را می‌سنجیم و نه مفهوم خدمات اطلاعاتی یا خدمات مرجع را.

به نظر می رسد، مفهوم مشاوره اطلاعاتی، مفهومی عام و گسترده دارد و همپوشانی گسترده‎ای با مفاهیم خدمات مرجع و خدمات اطلاعاتی و خدمات اطلاع‎رسانی دارد.

برای فهم بهتر باید دقت کنیم که ترکیبات استعاری‌ای که با کلمۀ اطلاعات می‌‎سازیم، برای مثال اکولوژی اطلاعات، به اطلاعات بار معنایی جدیدی را اضافه می‎کند و از دایرۀ معنایی دومی، برای توسعۀ اولی استفاده می‎نماید. یعنی مثلاً همانطور که اکولوژی چرخۀ حیات دارد، اطلاعات هم چرخۀ حیات دارد. سؤال این است که آیا در ترکیب استعاری مشاوره اطلاعاتی، کلمۀ مشاوره دایرۀ معنایی‎ای دارد که برای توسعۀ مفهوم اطلاعات مفید باشد یا خیر.

خدمات مشاوره اطلاعاتی مفهوم جدیدی است ولی این مفهوم جدید بنیادی نیست. همان بنیان‌هایی که در علم اطلاعات وجود دارد، در مشاوره اطلاعاتی هم وجود دارد. در نهایت هدف آن عرضه اطلاعات است که هویت علم اطلاعات را نشان می دهد. با توجه به تعریف باکلند از ماهیت علم اطلاعات در مقالۀ what kind of science can information science be? ، می‌توان دو مفهوم اعتبار و ربط را دو بال علم اطلاعات، و لذا دو بال مشاوره اطلاعاتی هم قلمداد کرد. یکی از مهمترین خدمات مشاوره اطلاعاتی، خدمات اشخاص به عنوان منابع مرجع است که متأسفانه در اینگونه خدمات غفلت می‎شود. معرفی متفکران کلیدی هر حوزه دانشی بسیار مهم است که در خدمات مشاوره اطلاعاتی بدان توجه زیادی نمی‎شود. اما، پرسش آخر این است که آیا خدمات مشاورۀ اطلاعاتی، خدماتی است که در آن متخصص علم اطلاعات، منابع اصلی را مستقیماً به مراجعه کننده می‎دهد یا او را به منابع معتبر دانشی ارجاع می‎دهد؟ با مرور عناوین و وب‎سایت‎ها و مراکز مختلف تأسیس شده در ایران و خارج از کشور این‎طور دیده می‎شود که عبارت مشاورۀ اطلاعاتی همواره با مفهوم دیگری به کار می‎رود. مثلاً مشاورۀ اطلاعات حقوقی، مشاور اطلاعات املاک، مشاورۀ اطلاعات دارویی، مشاوره اطلاعات پزشکی و امثال آن. لذا مشاورۀ اطلاعاتی یک مفهوم مستقل که دایر بر همۀ تخصص‎ها باشد، نیست. با توجه به مباحث بالا می‌توان این طور جمع بندی کرد که خدمات مشاوره اطلاعاتی خدماتی است که بیشتر جنبه ارجاعی دارد و مراجع اطلاعات را به لحاظ اعتبار مقوله بندی می کند و قضاوت ربط را به متخصص موضوعی می‎سپارد. لذا قضاوت اعتبار توسط مشاور اطلاعاتی انجام می‎شود و قضاوت ربط توسط متخصص موضوعی. مشاورۀ اطلاعاتی جنبه جستجوگری اطلاعات در کنار متخصص موضوعی است و  ارزیابی ربط به متخصص موضوعی واگذار می‌‎شود.

 90 

مهارت یادگیری و یادگیری تطبیقی

یادگیری چیست؟

در این روز و روزگار آموزش و یادگیری یکی از ارکان مهم زندگی شده است. اجماعی بر سر تعریف یادگیری وجود ندارد. ولی روانشناسان رفتارگرا می‌گویند:

یادگیری به معنی تغییر رفتار بر اثر تاثیرات محیطی است. اگر یادگیری به تغییر رفتار منتهی نشود، پس یادگیری صورت نگرفته است.

توسعه فناوری و رواج ابزارهای ارتباطی نوین، اهمیت آموزش متمرکز و رسمی را کاهش داده است (مثل دانشگاه). بیشتر یاد گرفتن‌ها بصورت خودآموز شده و یادگیری فردی اهمیت پیدا کرده است. تفاوت بین آموزش و یادگیری است.

آموزش: به معنای تزریق دانش و مهارت از سمت معلم به دانش‌آموز است.

یادگیری: تلاش فعالانه و دایمی دانش‌آموز برای جستجو و جذب دانش و بهبود مهارت است.

باید بدانید، یادگیری تبدیل به مهارت شده است. یاد بگیریم چگونه یاد بگیریم. یک مهارت با تمرین و تکرار بهبود پیدا می کند.

بلوم (دانشمند علوم یادگیری) سطوح یادگیری را  حفظ کردن، درک مطلب، کاربردی کردن مطالب، تجریه و تحلیل، توانایی ارزیابی و قضاوت، خلق و ترکیب بیان می‌کند.

در اینجا چند تا فنون یادگیری را بیان می‌کنم.

  • خودتان را شرطی کنید: شرطی کردن از نظر زمان، مکان و …مثلا صبح ها یا شبها یا در مترو مطالعه کنم.
  • سعی کنید چند کار همزمان انجام ندهید. دارید مطالعه می‌کنید، گوشی را خاموش یا در حالت سکوت بگذارید.
  • حداقل و حداکثر زمان یادگیری داشته باشید. مثلا نیم‌ساعت مطالعه و ده دقیقه استراحت
  • برای یادگیری از کانال‌های مختلف استفاده کنید. مثلا اگر مطلبی را می شنوید، یادداشت‌برداری کنید.
  • در هنگام مطالعه حتما سوالی داشته باشید و درصدد پاسخ آن باشید. اگر سوالی ندارید، بعد از خواندن سوالی را طراحی کنید.
  • سعی کنید چیزی را یاد بگیرید که به آن نیاز دارید. به این یادگیری نیازمحور می‌گویند. یادگیری مواردی را در اولویت قرار دهید که می‌توانند نیازهای ما را تامین کند.

یادگیری تطبیقی چیست؟

ذهن ما تربیت شده وقتی موضوعی که با داشته‌ها و تخصص ما منطبق نیست، نقض کنیم یا به دنبال غلط‌ها و ابهامات آن باشیم و به راحتی بگوییم به ما ربطی ندارد و رد کنیم.  ما انسان‌ها عموماً در یادگیری ضعیف عمل می‌کنیم زیرا بیشتر به دنبال یافتن تناقض‌ها هستیم.  این تناقض ریشه‌های مختلفی دارد. اولین جایی که یافتن مثال نقض را یاد گرفتیم دیکته‌های مدرسه بود.

هیچ‌کس به خاطر کلمات درستی که در آن نوشتیم به ما نمره‌ای نمی‌داد فقط به  خاطر یک یا دو اشتباهی که داشتیم از ما نمره کم می‌شد. هرگز بابت ۹۷ کلمه درست تشویق نشدیم بلکه به خاطر سه کلمه‌ای که دیکته آن را نادرست نوشته بودیم تنبیه می‌شدیم.

در علوم رفتاری و انسانی، پیدا کردن مثال نقض، هیچ گزاره‌ای را نقض نمی‌کند.

فرض کنید شرکتی دارید که با استفاده از تبلیغات درست، به فروش مناسب و رشد چشمگیری دست پیداکرده است. اگر در مورد نقش تبلیغات در موفقیت شرکت از شما بپرسند، میگویید: تبلیغات نقش بسیار مهمی در رشد فروش و موفقیت شرکت دارد. بلافاصله نفر مقابل شما می‌گوید: اتفاقاً من شرکتی را می‌شناسم که همه سود و درآمدش را در حوزه تبلیغات  خرج کرد و ورشکسته شد. هر دو مثال درست است و هیچ‌کدام دیگری را نقض نمی‌کند. حتی تعداد مثال‌ها نیز دلیل بر درستی یا نادرستی نظریه‌ها نیست؛ زیرا هر کسب‌وکاری، بسته به شرایط خود با موضوع مواجه می‌شوند. شرکتی جدید برای تصمیم‌گیری در مورد استفاده کردن یا نکردن از تبلیغات، نمی‌تواند مثال بالا را مبنای ارزش‌گذاری و سنجش قرار دهد. شاید این شرکت مثال جدیدی باشد که با نمونه‌های گذشته تفاوت کند.

 ما نمی‌توانیم جمله‌ای را بشنویم و بلافاصله به دنبال مخالفان بگردیم و سپس درستی آن را زیر سؤال ببریم فقط به این دلیل که مثال نقضی برای آن پیداکرده‌ایم.

باید در محیط پیرامون‌مان، کتاب‌ها و نمونه‌های مختلف، کاوش کنیم تا بتوانیم اطلاعات جدید را با شرایط خود تطبیق دهیم.

به این روش یادگیری تطبیقی گفته می‌شود.

اگر شرکتی داریم و در حوزه تعمیر و نگهداری خودرو خدمات ارائه می‌کنیم، چنانچه مقاله‌ای راجع به خدمات پس از فروش در صنعت تجهیزات و وسایل دیجیتال دیدیم، بهتر است آن را بخوانیم و از آن به‌راحتی نگذریم. نگوییم کامپیوتر چه شباهتی به خودرو دارد. ما دو صنعت متفاوت هستیم پس مطالب این نوشته به درد من نمی‌خورد.

می‌توان از مسائلی که هزاران کیلومتر دورتر از ما اتفاق افتاده یادگیری تطبیقی داشته باشیم و برعکس، از شرکتی که در نزدیکی ما قرار دارد و زمینه فعالیتش نیز با ما یکسان است، نتوانیم هیچ نکته‌ای بیاموزیم.

معیار یادگیری تطبیقی دیدن تفاوت‌ها نیست، جستجوی شباهت‌هاست.

یادگیری تطبیقی مهارتی مهم برای کسانی است که به دنبال یادگیری هستند. بهترین روش به‌کارگیری آن نیز تمرین است.

هنر یادگیری تطبیقی همین است که از سایر کشورها، فرهنگ‌ها و انسان‌های مختلف درس‌هایی بیاموزیم که بتوانیم درزمینه فعالیت خود اجرا کنیم. این همان قسمت از دانش و تجربه بشری است که معمولاً آن را حذف می‌کنیم؛ سپس با نگرش و دانش محدود خود، در جا می‌زنیم و انتظار یادگیری هم داریم!

یادگیری تطبیقی یعنی خود را در حوزه تخصصی و شناختی‌مان، محدود نکنیم. 

منبع: مطالب این پست را از وبگاه متمم (محل توسعه مهارت‌های من) از محمدرضا شعبانعلی اقتباس کردم. مدتی است مطالب این وبگاه را دنبال می‌کنم و خواستم آموخته خود را با شما به اشتراک بگذارم.

 62 

تجربه نوشتن من در کتابداری

عزیزی خواستند کتابی با عنوان «هنر نویسندگی: تجربه 50 نویسنده دانشگاهی در حوزه کتابداری و اطلاع رسانی» بنویسند. بنده هم در فهرست این 50 نویسنده قرار گرفتم. در زیر به سوالاتی که ایشان مطرح کردند پاسخ دادم. کتاب منتشر شده است و خواستم آن را در وبگاه خودم با شما به اشتراک بگذارم.

1. اولین باری که مطلب جدی نوشتید چه زمانی بود و موضوع آن چه بود و چه اثری بر شما گذاشت؟ بازخورد خوانندگان چه بود؟ توضیح دهید.

اولین مطلب جدی که نوشتم همان مقاله مستخرج از پایان نامه ارشدم بود. البته می تونم بگم نوشتن پایان نامه را به عنوان اولین تجربه نوشتن در حوزه تخصصی به حساب بیاورم. ولی از این نظر که مقاله ام در یکی از بهترین نشریات دانشگاه تهران منتشر شد و طیف مخاطبان بیشتری مقاله من را می دیدند و می خواندند برای من خوشحال کننده و انگیزاننده بود. موضوع آن رفتار اطلاع یابی پژوهشی اعضای هیات علمی رشته های گوناگون در استفاده از اینترنت بود. در آن زمان استفاده از اینترنت در فعالیت های پژوهشی بتدریج گسترش پیدا می کرد و موضوع داغی بود. در مورد نوشتن در موضوعات غیرتخصصی به همان نوشتن انشاء در مدرسه برمی‌گردد. یکبار موضوعی، معلم انشاء داد، دقیقا به خاطر ندارم چه موضوعی بود ولی یادم هست فقط یک پاراگراف نوشتم و آنقدر خوب نوشتم که معلم تشویقم کرد و گفت خوب نوشتی و باید ادامه می دادی. راستش تا قبل از دانشگاه اعتماد به نفسم برای نوشتن پایین بود.

2. انگیزه شما از نوشتن در نخستین دستنوشته چه بود و این انگیزه، طی زمان (تاکنون) چه تغییراتی کرده است؟

در ابتدا انگیزه من حضور در شبکه علمی حوزه تخصصی خودم و شناخته شدن و درجه دوم به اشتراک گذاری آموخته هایم بود. این انگیزه ها در طی زمان کمی تغییر کرد و انتقال تجربیات هم به آن اضافه شد، کمی رنگ و بوی مادی هم به خود گرفت که یکی از آنها گرفتن امتیاز و رتبه بود J. در هر حال انگیزه اصلی من از نوشتن انتقال آموخته ها،  تجربیات  و آموزش به نسل های آینده است.

3. نوع مطالبی که به صورت مداوم در حوزه های (ادبی، تخصصی و…) می نویسید چه هستند، توضیح دهید.

چون حوزه تخصصی من رفتار اطلاع یابی، سواد اطلاعاتی و آموزش مهارت های پژوهشگری و همچنین صاحب نظر در حوزه کتابخانه های دانشگاهی هستم، مطالبی که می نویسم حول همین موضوعات است. همچنین دیدگاه های خود را در خصوص تحولات در خدمات اطلاعاتی در کتابخانه های دانشگاهی و آینده این نوع کتابخانه ها در مقالات متعددی بیان کرده و می کنم.

4. چقدر به نوشتن علاقه مند هستید؟ و آیا صِرف علاقه برای نوشتن کفایت می کند. تجربه خود را بیان کنید.

نویسندگی، ترکیبی از آموزش و تجربه است و تجربه علمی سهم مهمی در آن دارد. برای دست یافتن به اینکه «چه باید نوشت؟»، شناخت زمان و نیازها و اولویت ها مؤثر است. حضور در جامعه به این شناخت کمک می کند. برای «چگونه نوشتن» نیز لازم است در سه محور کار جدی صورت گیرد: 1. آموزش؛ 2. تجربه و تمرین؛ 3. مطالعه ی آثار خوب. پس صرف علاقه نمی تواند کافی باشد. در مورد خودم احساس می کنم با نوشتن می توانم افکار و احساسات و هیجانات خود را بیان کنم و به یک نوع سبکی ذهنی دست یابم، اینکه توانسته ام آموخته ها و دستاوردهای جدیدم را با دیگران به اشتراک بگذارم حس خوبی پیدا می کنم. فکر می کنم مسئولیت و تعهدی دارم و باید آن را در جایی منتشر کنم، حتی در یک نوشته کوتاه به شکل دل نوشته.

5. آیا برای نوشتن نیاز به امکانات/شرایط خاص دارید که تا فراهم نشود دل به نوشتن نمی دهید؟ توضیح دهید (مکان، زمان، موقعیت، امکانات، آرامش و…)

بی شک برای نوشتن نیاز به مکانی آرام و  زمانی مناسب است. فکرت آزاد باشد و تمرکز داشته باشی. امکانات عجیب و غریبی نمی خواهم، همان کاغذ و قلم یا از دفترچه موبایلم استفاده می کنم و چیزی به ذهنم برسد بلافاصله می نویسم. قبل از نوشتن هم به ابعاد موضوع خیلی فکر می کنم و به نوعی در ابتدا طوفان فکری انجام می دهم و هر چه به نظرم می رسد می نویسم حتی اگر درهم و برهم باشد. بعد منابع مختلف را می بینم و یادداشت برداری می کنم. بعد از آن ، جمع بندی خود را از مطالعات و طوفان فکری خود انجام می دهم.

6. آیا فکر می کنید لازم است هر نویسنده سبک خاص (ویژه خود) درنخستین نوشتن داشته باشد؟ توضیح دهید؟

نه الزاما…. هیچ قانون و راز کلی و جامعی در مورد نویسندگی وجود ندارد و هرچه هست از تجربیات نویسندگان بزرگ وام گرفته شده است.  چون ممکن است از سبک نوشته نویسنده ای الهام بگیری و کم کم که تبحر و تجربه پیدا کردی، سبکی برای خود برگزینی. به نظر من اکثر نویسندگان در ابتدا از کسانی تقلید کرده یا الهام گرفته اند. در زندگي روزمره ما، اکثر افراد جامعه مقلد هستند و افراد با تقليد از گذشتگان در هر هنر و فن و حرفه به کسب تجربه مي‌پردازند. با مطالعه آثار گرانبها نويسندگان بزرگ هر چه بيشتر، از فکر و انديشه و ساختارهاي فنی شناخت پيدا می کنیم. هيچ نويسنده‌اي نمي‌تواند ادعا کند که مادرزادي و بدون تقليد توانسته است نوشتن را فرا گرفته باشد. در حقيقت همه‌ ما نيازمند و وابسته به فراگيري تجربيات گذشتگان خود هستيم. حتي بزرگترين نويسندگانی که امروز آن‌ها را مي‌شناسيم، در ابتداي امر، مقلد و تحت تأثير گذشتگان خود بوده‌اند. تقليد، روشي کلي در فراگيري و آموزش و انتقال اندیشه از نسلي به نسل ديگر است.

7.داشتن سبک خاص در نوشتن چه تاثیری بر تداوم علاقه، توسعه فردی و حرفه ای شما داشته است؟ توضیح دهید.

داشتن سبک خاص موجب برندسازی برای خود نویسنده می شود. در ذهن مخاطب نشانه و اثری می گذاری. مثلا نویسنده هایی مثل محمود دولت آبادی، مهدی یزدانی خرم، داستایوفسکی یا گابریل گارسیا یا در حوزه تخصصی استاد گرامی دکتر حری، دکتر فتاحی سبک خاص خودشان را در نوشتن دارند. وقتی با سبک نوشتن آنها آشنا می شوید، گویی نوعی ارتباط و یگانگی با نویسنده برقرار می کنی، با او یکی می شوی، غرق در داستان او می شوی و بین ذهن نویسنده و ذهن خواننده در حرکت هستی، و بر جانت می نشیند. نمی توانم بگویم آیا سبک خاصی دارم یا خیر؟ یعنی به حدی رسیده باشم که چنین ادعایی داشته باشم. همانطورکه در سوال گذشته بیان کردم ما از اساتید خود الهام گرفتیم و تقلید می کنیم.  سبک من ساده نویسی است. سعی می کنم پیشداشته های مخاطبم را در نظر بگیرم.

8. در نوشتن سعی می کنید چه مواردی را به لحاظ ادبی، فنی و تخصصی رعایت کنید (مسایل نگارشی، اخلاق پژوهش، اصالت اثر، تحلیل مناسب، آوردن مثال، مخاطب شناسی، محمل مناسب جهت انتشار و…). توضیح با مثال دهید.

در نوشتن سعی می کنم در درجه اول تا حدامکان به مسایل نگارشی توجه داشته باشم. به اخلاق پژوهش بسیار پاینبد هستم. قابل فهم بودن جملات برای من بسیار مهم است و خود را جای خواننده می گذارم. سعی می کنم به جنبه آموزشی نوشته هایم توجه کنم. برای درک بهتر مطالب از مثال استفاده کنم. با توجه به سطح مطالب و نوشته ها محمل های مختلفی را برای انتشار در نظر می گیرم مثل مجله، کتاب، وبلاگ، کانال تلگرامی، اینستا و ….

9. مهارت های مورد نیاز برای نوشتن از نظر شما چیست؟

برای اینکه کسی نویسنده خوبی باشد باید خواننده خوبی باشد. با خواندن کتاب ها و مقالات حوزه تخصصی خود و افراد معروف و مشهور می توانید با زبان آن علم آشنا شوید. از تجربه های دیگران بیاموزیم. پس برای اینکه حس و شور نویسندگی در ما ایجاد شود، باید از مطالعه ی نوشته های شیوا و جذاب بهره بگیریم و از اختصاص اوقاتی برای این کار، غفلت نورزیم.همچنین همه چیز را با دقت مشاهده کردن، رویا پردازی های روزانه، نوشتن تجربه های واقعی شخصی، پیدا کردن گوشه ای دنج برای تنهایی عناصر مهمی هستند. برای مهارت یافتن در مقوله نوشتن، تلاش در سه عرصه، آموزش، تجربه و تمرین و مطالعه آثار خوب بایسته و سودمند است.

10. به طور معمول، روند یا فرایند نوشتن شما چگونه است؟ آیا همه مطلب را در یک جلسه پیوسته نگارش می کنید؟ آیا هر زمان که انگیزه نوشتن یافتید، بخشی از نوشته را می نویسید؟ نوشته خود را چگونه و در چه مرحله ای از نگارش ویرایش می کنید؟ آیا نوشته خود را پیش از انتشار، برای ویراستاری یا گرفتن بازخورد، به دیگران هم می دهید؟ این افراد را برپایه چه معیارهایی برمی گزینید؟

قبل از نوشتن به ابعاد موضوع خیلی فکر می کنم و به نوعی در ابتدا طوفان فکری انجام می دهم و هر چه به نظرم می رسد می نویسم حتی اگر درهم و برهم باشد. نوعی فهرست مطالب تهیه می کنم. بعد وارد جزییات می شوم. وقتی تا حدی جلو رفتم برای مدتی کنار می گذارم و دوباره بررسی انجام دهم.  بعد دوباره مراجعه می کنم  و نوشته را تکمیل کنم. ممکن است حتی یک یا دو هفته هم به سراغش نروم . در چند مرحله ویرایش را انجام می دهم. ممکن است به دوستانم بدهم تا ببینند و نظرات خود را بدهند. انتخاب آنها هم براساس حوزه تخصصی شان است.

11. چه عواملی تسهیل کننده و بازدارنده در نوشتن شما هستند؟ راه حل های شما برای برون رفت از موانع چه هستند؟ مسئولان چه باید انجام دهند؟

عوامل تسهیل کننده دادن انگیزه است. البته بعضی اوقات خودمان برای خود انگیزه ایجاد می کنیم. انجام هر کاری نیاز به انگیزه، روحیه خوب و احساس مفید بودن در آن مجموعه دارد. اگر اینها نباشد بی شک حرکت و فعالیتی صورت نمی گیرد و اگر هم انجام شود بیشتر انگیزه های مادی به خود می گیرد. اینکه رتبه یا ارتقایی بگیریم. نگرش به تحقیق، عدم استفاده از نتایج تحقیقات، نبود روحیه کار جمعی، نبود منابع مالی می تواند بازدارنده باشد. دوست دارم نتایج تحقیقات و ایده هایم در جایی بکار گرفته شود و موثر باشد. احساس سودمندی بهترین چیز است که نصیب انسان می شود.

 222 

بازآموزی کتابداران در کتاخانه‌های دانشگاهی

وقتی قرار است حرف از آینده بزنیم، بدون توجه به کیفیت نیروی انسانی (آموزش دیده، چابک، ورزیده، علاقمند به یادگیری و توانمد، آشنا با مهارت‌ها و دانش روز) دست نیافتنی است. موضوع بازآموزی و آموزش حرفه‌مندان دو طیف دارد: 1) نگاه مدیران به نیروی انسانی و دیدن نیروی انسانی به عنوان عامل توسعه و تحول در سازمان است. هر تحولی اگر قرار است اتفاق بافتد از بالا آغاز می‌شود. در کتابخانه هم، کلیه خدمات در پیوند مستقیم با منابع انسانی است. 2) نگاه دوم مربوط به حرفه‌مندان به رشته و حرفه خود است. نگاه یادگیرنده و خلاق به وظیفه و حرفه خود. بی‌شک اگر هر یک از دو طرف طیف وظیفه خود را به خوبی انجام ندهند، تاب‌آوری لازم را برای رسیدن به اهداف کتابخانه در آینده نخواهیم داشت. با سازمانی خمود و بی‌ثمری مواجه خواهیم بود که کنار گذاشته می‌شود یا حذف خواهد شد.

متاسفانه در بافت اغلب کتابخانه‌های دانشگاهی کشور شاهد نوعی عقب گرد هستیم. از یک طرف شاهد انتخاب غیرمتخصصان در پست‌های مدیریتی کتابخانه و از سوی دیگر شاهد بی‌انگیزگی کتابداران و موانع استخدام در جذب نیروهای جدید و خلاق هستیم. اگر نیروی انسانی کارآمد و به روزی نداشته باشیم یا آنها را کارآمد نکرده باشیم؛ نمی‌توان از تمام ظرفیت‌ها برای پیاده‌سازی الگوهای جدید در کتابخانه استفاده کنیم.

همچنین با نگاه سطحی به بافت کتابخانه‌های دانشگاهی کشور، اکثر کتابدارن از سطح دانشی و مهارتی مطلوبی برخوردار نیستند و از تغییراتی که در تمام کارکردهای کتابداری به مدد فناوری اتفاق افتاده است بی‌اطلاع یا کم‌اطلاع هستند. این مسئله به تدریج ماهیت خدماتی کتابخانه دانشگاهی را در دانشگاه کم رنگ کرده است. به اذعان بسياري از متخصصان علوم تربيتي و فعالان حوزه آموزش عالي، هم اكنون محيط‌هاي غيرآكادميك در حال اشغال محيط‌هاي دانشگاهي هستند. بي‌ترديد، بر اساس آخرين رهنمودهاي سازمان‌هاي بالادستي همچون فدراسيون موسسات و انجمن هاي كتابداري (ايفلا) و سازمان يونسكو، ايفاي نقش كتابخانه بايستي بر اساس نيازهاي روز و مبتني بر روش‌هاي جذب مخاطب حداكثري باشد. به بيان ساده، كتابخانه دانشگاهي كه ارگانيسم پويا نداشته باشد در جلب مخاطب از يك سو و ارائه خدمات از سوي ديگر ضعيف عمل خواهد كرد.

فرهنگ اغلب کتابخانه های دانشگاهی کشور فرهنگ یادگیری و دانش‌افزایی نیست و ارزیابی کتابداران و حتی مدیران براساس دانش، توانایی ها و مهارت های آنها صورت نمی‌گیرد. همچنین در ساختار مدیریتی در کتابخانه‌ها نیز مدیریت مشارکتی، دانش‌افزایی و مهارت‌آموزی تشویق نمی‌شود. در حاليكه كتابخانه به عنوان مركزي براي پشتيباني از آموزش‌هاي رسمي و ارائه برنامه‌هاي جانبي فوق برنامه در تمامي جهان شناخته شده است. در هر حال برای خروج از این وضعیت روزآمد سازی علمی و مهارتی مداوم کتابداران ضروری است.

اين روزها، كميته آموزش انجمن كتابداري و اطلاع رساني ايران با تشكيل كارگروه ويژه‌اي با انجام مطالعات الگوسنجي موسسات خارج از كشور و نيازسنجي داخل كشور در حال تدوين سند تحول آموزشي در اين حوزه است. یکی از محورهایی که در سند کمیته آموزش در حال نگارش است تحت عنوان آموزش های ادواری و بازآموزی حرفه‌مندان و کتابداران است.  سوال اینجاست در نهایت فارغ‌التحصیل رشته به عنوان کتابدار در کتابخانه‌ها فعالیت می‌کند یا در موسسات و مراکز اطلاعاتی مشغول می‌شود که به یکسری مهارت‌هایی بسته به موقعیت زمانی و تغییراتی که در علم اتفاق می‌افتد نیاز دارد.

پس به دو نوع بازآموزی نیاز است: 1) بازآموزی های ادواری که مهارت های نو و مکمل است، مهارت هایی که در دانشگاه فرا نگرفته و بسته به تغییرات بوجود آمده است و 2) شکل دوم بازآموزی این است که اطلاعاتی را که قبلاً به دست آورده در دانشگاه یا دوره های آموزشی گذشته، و همچنین با توجه به تغییراتی که اتفاق می‌افتد نیاز است، دوباره آنها کسب کنند و تکمیل کند. با این دو نگاه تا حدودی مشخص می شود چه دوره هایی را طراحی کنیم.

شیوه های آموزشی می تواند در چهار شیوه کلی طراحی شود: 1) بسته‌های آموزشی و ترویجی، 2)حضوری، 3)برخط و 4)کارگاهی تا بسته به علاقمندی افراد از یکی از این بسترها استفاده کنند.

در مورد سطح‌بندی در  بازآموزی‌ها؛  قالب تعیین سطح برای آن پیش بینی شده است.  بسته به اینکه فرد در چه دوره ای فارغ التحصیل شده  و در طول تحصیل خود چه مهارت های کسب کرده و برای تکمیل مهارت ها و دانش خود نیاز به چه دوره هایی دارد یا نیاز به بازآموزی دانش گذشته خود دارد این سطح بندی ها انجام خواهد شد. همچنین سابقه و موقعیت فرد هم در نظر گرفته خواهد شد. در واقع، بر اساس آخرين الگوي مطرح در حيطه آموزشي، ارائه خدمات آموزشي براي هر فرد به نسبت نياز وي شخصي سازي خواهد شد، لذا آموزشي را دريافت مي‌كند كه كاملاً با نيازهاي او انطباق دارد.

درباره ویژگی‌های کتابداران و نحوه پذیرش، به شاخص رتبه بندی QS نگاهی شده است. 50 دانشگاه رتبه بندی شده در این شاخص رتبه بندی گروه علوم کتابداری و علوم اطلاعات را استخراج شد و سرفصل های ده دانشگاه او در این لیست بررسی شد و این سوال مطرح شد چه ویژگی هایی لازم است باعث می شود فرد وارد حرفه شود و به عنوان کتابدار فعالیت کند؟ ویژگی ها و مهارت های کتابدار در کتابخانه دانشگاهی چیست؟ به یک جدولی دست پیدا کردیم که بصورت درصدی مشخص می کرد چه مهارتهایی لازم است و درصد آن را مشخص می کرد. برای مثال ۳۲ درصد مهارت فناورانه؛ سی و پنج درصد حوزه آی‌تی؛ مهارت‌های زبانی، مهارت‌های ارتباطی، تعامل با دیگران و کار گروهی، مهارت های تصمیم گیری، علوم شناختی و امثال اینها.  این یکی از بخش هایی است که می توان در بازآموزی‌ ها توجه کرد و خیلی نقش درخشانی را ایفا می‌کند.

در مورد پذیرش ایده ها این سوال مطرح می شود که حرفه‌‎مند ما چگونه می تواند خودش را به روز نگه دارد؟ خودش را در معرض اخبار و علوم جدید و تغییرات فناوری قرار دهد؟ همه اینها می تواند بحث بازآموزی حرفه مندان را هدایت کند.  دوره های بازآموزی سالیانه اجباری باشد. براساس شرح وظایف افراد

کتابخانه ها دوره های آموزشی خود را به تصویب واحدهای طرح و برنامه برسانند تا هر گونه آموزش‌هایی که از طریق کتابخانه خودشان یا انجمن انجام گرفته بپذیرند. درباره مدرسان باید از تمام ظرفیت های استفاده کرد و از هر کسی که می تواند دانش کاربردی را به خوبی منتقل کند استفاده کرد.

می توان بر اساس الگويی که استخراج خواهد شد، نيازهاي حرفه‌مندان در كتابخانه هاي دانشگاهي را برای نمونه به این پنج دسته تقسیم کرد:

مجموعه سازی، فهرستنویسی و خدمات دهی

مجموعه سازی منابع الکترونیکی و اسناد

فهرستنویسی و رده بندی پایه . پیشرفته (استانداردهها فار داده ای)

مصورسازی و الکوهای استفاده

انتخاب نرم افزار

نمایه سازی

سازماندهی منابع الکترونیکی

مرجع و پژوهش

ابزارهای پژوهش

اخلاق پژوهش

مهارت های پژوهشی

نگارش علمی

روش تحقیق

نحوه آموزش به کاربران و محتواهایی که باید ارائه شود

ابزارهای کاربردی

اخلاق کتابداران

توانایی توسعه منابع یادگیری و ابزارهای آن

آموزش سواد اطلاعاتی

شیوه جستجو و پروفایل

آرشیوها و حفظ و نگهداری

فنون اسکن

دیجیتالی کردن منابع

نظام های مدیریت مجموعه

وب و رسانه های اجتماعی

تولید محتوا

مدیریت رسانه های اجتماعی

طراحی وب سایت

بازاریابی محتوایی

کارآفرینی

برندسازی شخصی برای کتابداران

 144 

چگونه مطالعه موثری داشته باشیم: بیان ده تکنیک

آیا مطمئنید روشی که در حال حاضر کتاب یا جزوه درسی خود را  مطالعه می کنید، از آنها چیزی در ذهنتان باقی می ماند؟ یا دچار استرس می شوید، زیرا نمی توانید در مدت زمان کوتاهی، انبوهی از اطلاعات را بخاطر بسپارید؟

آگاهی، شناخت و استفاده از “روش های مدیریت زمان و مطالعه موثر” به شما کمک می کند، بیشترین اطلاعات را در حافظه خود نگهدارید. می توانید با اتخاذ یک راهبرد جدید و استفاده از تکنیک های مطالعه، مطالعه موثرتری داشته باشید. در  ادامه قصد دارم، تعدادی از این تکنیک ها را با شما به اشتراک بذارم. امید است از این تکنیک ها برای مطالعه موثر استفاده کنید.  قبل از مطالعه  شرایط زیر را برای خود ایجاد کنید. 

فوت و فن‏ قبل از مطالعه موثر

اول، باید شرایط لازم را در بدن و محیط خارجی خود ایجاد کنید تا مطالب را موثرتر یاد بگیرید و حفظ کنید.

خوب بخوابید: یک مطالعه اخیر نشان داد که بین نمرات و میزان خواب دانشجویان رابطه مثبت وجود دارد. با این حال، این فقط به معنای داشتن 8 ساعت کامل خواب قبل از یک آزمون بزرگ نیست. موضوع مهمتر و حتی بیشتر ، خواب کافی داشتن برای چند شب قبل از انجام بخش عمده مطالعه است.

محیط مطالعه خود را تغییر دهید: مطالعات نشان می دهد تغییر محیط مطالعه می تواند عملکرد بخاطرآوری را افزایش دهد. به جای اینکه هر روز در خانه مطالعه کنید، هر هفته یک مکان جدید را امتحان کنید یا به کتابخانه بروید. تغییر در مناظر می تواند حافظه و سطح تمرکز شما را بهبود بخشد.

محیطی که مطالعه می کنید را از یاد نبرید: اگر در خانه یا کتابخانه یا کافه ای فضای خوبی دارید که مطمئنید مکان و شرایط خوبی برای شماست، منطقی است که وقتی تحت فشارید، این شرایط و محیط از یاد نبرید.

به موسیقی آرام بخش گوش دهید: می توانید هر موسیقی را که دوست دارید گوش دهید، اما بسیاری معتقدند که موسیقی های کلاسیک و بدون کلام، شرایط خوبی را برای مطالعه ایجاد می کنند و می تواند به تمرکز شما کمک کنند. آهنگ های دارای متن می توانند باعث حواس پرتی شوند.

عوامل حواس پرتی را از بین ببرید: با خاموش کردن تلفن و هرگونه صدای پس زمینه آزاردهنده مانند تلویزیون یا رادیو، حواس پرتی را از بین ببرید. با خود عهد و پیمان ببندید تا اتمام مطالعه، از بررسی شبکه های اجتماعی خودداری می کنید.

از میان وعده غذایی سالم استفاده کنید: قهوه و آب نبات باعث سرحالیه موقتی شما می شود و مشکل قند خون ایجاد می کند. برای انرژی بهتر و پایدارتر، میان وعده های سالم مانند نان و پنیر، خرما، سیب، کشمش، مویز یا آجیل را امتحان کنید.

در زیر ده  تکنیک مطالعه موثر و رهنمودهایی که کارساز هستند، بیان می شود. 

1) روش پس خیم یا SQ3R

روش SQ3R یا پس خیم یک روش درک مطلب است که به افراد کمک می کند تا نکات و مفاهیم مهم را شناسایی کرده و مباحث کتاب یا جزوه خود راحفظ کنند. SQ3R (یا SQRRR) مخفف پنج مرحله از فرآیند درک مطلب است. این روش را برای مطالعه ای کارآمدتر و موثرتر امتحان کنید:

  • پیش مطالعه یا بررسی (Survey): به جای خواندن کل کتاب، ابتدا با مرور فصل اول و یادداشت برداری عنوان، عنوان فرعی، تصاویر یا سایر ویژگی های برجسته مانند نمودارها شروع کنید.
  • سوال (Question): سوال هایی حول و حوش محتوای فصل تنظیم کنید، مانند: این فصل درباره چیست؟ از قبل در مورد این موضوع چه می دانم؟
  • خواندن (Read): خواندن تمام فصل را شروع کنید و به دنبال پاسخ سوالاتی که تنظیم کردید، باشید.
  • یادآوری (Recite): بعد از خواندن بخشی، آنچه را که خواندید را با کلمات و بیان خود خلاصه کنید. سعی کنید نکات اصلی را به خاطر بیاورید و شناسایی کنید و به سوالات مرحله دوم پاسخ دهید.
  • مرور (Review): بعد از اتمام فصل، مهم است که مطالب را مرور کنید تا به طور کامل بفهمید. خود را با سوالاتی که نوشتید امتحان کنید و هر بخشی را که لازم است دوباره بخوانید.

2) تمرین بازیابی (Retrieval Practice)

تمرین بازیابی بر اساس مفهوم به خاطرآوری در زمان بعدی و بازیابی اطلاعات از حافظه بلندمدت است. به عبارتی به آن یادگیری مفهومی می گویند. اطلاعات با استفاده از یک علامت یا نشانه یا اطلاعات در حافظه کدگذاری و  بازیابی می شوند. این علائم می تواند یک سوال، تجربه، یا کلمه سازی ها از متن باشد.

یادآوری پاسخ سوال، یادگیری را بیش از جستجوی پاسخ در کتاب درسی یا مطالعه مجدد کتاب افزایش می دهد. اگر تمرین بازیابی کنید، احتمالاً بعداً اطلاعات را به یاد می آورید. در زیر چند روش وجود دارد که می توانید فرآیند بازیابی را در روال مطالعه خود پیاده سازی کنید.

  • استفاده از آزمون های تمرینی: بدون اینکه نگاهی به کتاب و یادداشت های خود بیاندازید، از آزمون های تمرینی یا سوالات برای آزمودن خود استفاده کنید.
  • سوالات را خود بسازید: معلم خود باشید و سوالاتی را که فکر می کنید در آزمون ممکن است بیاید خود بسازید. اگر در یک گروه مطالعاتی هستید، دیگران را به انجام همین کار تشویق کنید و سوالات را با هم مبادله کنید.
  • از فلش کارت استفاده کنید: مرتبا فلش کارت درست کنید، مطمئن شوید که روش بازیابی را تمرین می کنید. به جای اینکه کارت را زود برگردانید، جواب را بخاطر آورید و سپس کارت را برگردانید.

چالش شبکه تمرین بازیابی: سوالات را بر اساس محتوای دروس خود بنویسید.

3) تمرین در فاصله زمانی  (Spaced Practice)

تمرین در فاصله زمانی (که به آن “تمرین توزیع شده” نیز گفته می شود) فرد را ترغیب می کند به جای اینکه با عجله در شب قبل از امتحان آمده شود، برای مدت طولانی تری مطالعه کنند.  وقتی مغز چیزی را فراموش می کند، برای یادآوری اطلاعات بیشتر کار می کند. فاصله گرفتن از مطالعه به ذهن شما این امکان را می دهد تا بین ایده ها ارتباط برقرار کرده و دانش و اطلاعات را به راحتی فراخوانی کنید.

برای امتحان این روش ، مطالب خود را در فواصل زمانی مشابه با برنامه زیر مرور کنید:

روز اول: مطالب را در کلاس بیاموزید.

روز دوم:  مرور مجدد و بررسی

روز سوم: مرور مجدد و مرور

پس از یک هفته: دوباره بررسی و مرور کنید.

پس از دو هفته: دوباره بررسی و مرور کنید.

مهم است که برنامه ریزی را زود و به موقع شروع کنید. در ابتدای هر ترم، در هر روز مدتی را فقط برای مطالعه و بررسی مطالب در نظر بگیرید. حتی اگر امتحانات شما، در ماه های آینده باشد، این به شما کمک می کند تا خود را مسئول بدانید.

4) روش پس ختام یا PQ4R 

این روش یک رویکرد فعال برای یادگیری است که به خاطر سپاری و درک مطلب را بهبود می بخشد. مشابه روش  SQ3R بالا، PQ4R مخفف شش گام در یک فرایند است.

  • پیش مطالعه Preview : پیش از شروع مطالعه، اطلاعات را بررسی کنید تا از موضوع مورد نظر مطلع شوید. مطالب را سطحی بررسی کنید و فقط عناوین، زیرعنوان ها و بخش های هایلایت شده را بخوانید.
  • سوال Question : از خود سوالاتی در رابطه با این موضوع بپرسید، مانند این که، من انتظار دارم چه چیزی یاد بگیرم؟ من از قبل در مورد این موضوع چه می دانم؟
  • خواندن Read : اطلاعات یک بخش را به یک باره بخوانید و سعی کنید پاسخ سوالات خود را شناسایی کنید.
  • تأمل Reflect : آیا به همه سوالات خود پاسخ داده اید؟ در غیر این صورت، برگردید و ببینید آیا می توانید جواب را پیدا کنید.
  • یادآوری Recite: با بیان خودتان، خلاصه ای از مطالبی را که خواندید را بیان و یادداشت برداری کنید.
  • مرور Review: یک بار دیگر به مطالب نگاه کنید و به سوالاتی که هنوز به آنها پاسخ ندادید پاسخ دهید.

5) تکنیک فاینمن (Feynman)

ریچارد فاینمن، یکی از تاثیرگذارترین فیزیکدان‌های آمریکایی و برنده جایزه نوبل است، اما در زمان حیاتش او را به عنوان معلمی نمونه هم می‌شناختند. او قادر بود مطالب سخت و دشوار را به ساده‌ترین و قابل درک‌ترین شکل ممکن بیان کند. امروزه روش آموزش او را به نام تکنیک فاینمن می‌شناسند که یکی از تکنیک‌های قوی یادگیری است. به طور کلی، این تکنیک به معنی ارائه یک مفهوم با زبانی ساده و قابل درک و مختصر است. تکنیک فاینمن یک روش کارآمد برای یادگیری سریع یک مفهوم با زبانی ساده و روشن است.

این تکنیک بر اساس این ایده است: “اگر می خواهید چیزی را به خوبی درک کنید، سعی کنید آن را به سادگی و روشن توضیح دهید.” معنای آن این است که، تلاش برای توضیح یک مفهوم به زبان خودمان، موجب می شود سریعتر مطالب درک کنیم.

با تکنیک فاینمن به راحتی متوجه می‌شوید که تا چه حد مطالب را درست فهمیده‌اید. در واقع اگر کامل متوجه مطلب شده باشید، می‌توانید به شکلی ساده آن را به زبان بیاورید، و هرقسمتی که نتوانستید مفهوم را روشن و واضح برسانید، معلوم خواهد شد که در آن بخش از مطلب دچار مشکل هستید. این تکنیک در عین سادگی، سریع و اثرگذار است و یادگیری‌تان را هدفمند می‌کند.

چگونه کار می کند:

  • موضوع یا مفهومی را که در حال مطالعه آن هستید در بالای یک برگه بنویسید.
  • سپس، مطلب را با زبان خودتان توضیح دهید، با این تصور که به شخص دیگری آموزش می دهید. مثال بیاورید و به کاربرد مطلب اشاره کنید.
  • آنچه را که نوشتید مرور کنید و با توجه به منبع اصلی تشخیص دهید در چه زمینه‌هایی هیج اطلاعاتی نداشتید یا توضیحاتتان به اندازه کافی واضح نبود. پس از شناسایی آنها، به یادداشت ها یا منبع اصلی برگردید و پاسخ صحیح را بیابید.
  • سرانجام، هرجا که اصطلاحات فنی یا دشوار زیادی به کار بردید، سعی کنید آن را به زبان ساده تری تغییر دهید. توضیحتان باید در حدی باشد که فردی بدون سطح علمی فعلی شما، بتواند متوجه موضوع شود.

یک راهکار نهایی برای پیاده سازی هرچه بهتر تکنیک فاینمن، کودکانه فکر کردن است. یکی از بارزترین اخلاقیات کودکان، دائما “چرا؟” گفتن است. پس تصور کنید مطلب را برای کودکی شرح می‌دهید. بزرگ‌ترها معمولا به معلومات سطحی رضایت می‌دهند، ولی کودکان طبیعت کنجکاوتری دارند. آنان به سرعت سردرگمی خود را به زبان می‌آورند.

پس تا جایی که وقت و حوصله‌تان اجازه می‌دهد “چرا” بپرسید. چرا این فرمول درست است؟ چرا این تحلیل به چنین مفهومی می‌انجامد؟ با جواب این “چرا”هاست که متوجه می‌شوید واقعا چقدر مطالب را متوجه شده‌اید. نکته مورد توجه داشتن ذهنیت “کودکانه و کنجکاو” است. باید بتوانید تا جای ممکن مفهوم را واضح و کامل برسانید(https://sabketo.com/feynman-technique/).

6) جعبه لایتنر (Leitner)

جعبه لایتنر یک تکنیک یادگیری مبتنی بر فلش کارت است. جعبه لایتنر یک جعبه پنج خانه است که برای یادگیری استفاده می‌شود. لایتنر در واقع روش علمی به یاد سپردن است که بر مبنای آن آموخته‌ها از حافظه کوتاه‌مدت به حافظه بلند مدت منتقل می‌شوند. جعبه لایتنر جعبه‌ای ۶ در ۳۰ سانتیمتری ست که ۵ خانه دارد که اندازه هر یک از آن‌ها بر اساس منحنی فراموشی دو برابر قبلی‌ست، به صورتی که خانه شماره یک، ۱ واحد، خانه شماره دو، ۲ واحد، خانه شماره سه، ۴ واحد، خانه شماره چهار، ۸ واحد و خانه شماره پنج، ۱۶واحد است. می‌توانید آن را بسازید، یا خریداری کنید.

هر خانه اصلی با تعدادی «واسط» یا «جداکننده» به قسمت‌های کوچک‌تری تقسیم می‌شود. پس خانه دوم، سوم، چهارم و پنجم، باید به ترتیب به دو، چهار، هشت و شانزده قسمت تقسیم شوند. فلش‌کارت‌ها برگه‌های کوچکی اند که در یک طرف آن‌ها سؤال (لغت) و در طرف دیگرشان جواب نوشته می‌شوند.

در اين سيستم، براي يادگيري يك موضوع از يك ورق كوچك كاغذ كه فلش‌كارت (Flash card) نام دارد استفاده مي‌شود. هر مطلبي كه مي‌خواهيم به خاطر بسپاريم، در دو روي اين برگه به صورت سؤال و جواب، لغت و معني، مسأله و راه حل، و … مي‌نويسم. به اين ترتيب كه شما با ديدن يك برگه سعي مي‌كنيد پاسخ آن را به ياد آوريد. اگر موفق شديد، فلش‌كارت به گروه (خانه) بعدي منتقل مي‌شود. اما اگر موفق نشديد پاسخ پشت كارت را به ياد آوريد، آن كارت را به اولين گروه (خانه) بازمي‌گردانيد.

هرچه در گروه‌ها (خانه‌ها) به جلو مي‌رويد، فواصل زماني مرور كارت‌ها بيش‌تر مي‌شود. اين موضوع بسيار ساده اتفاق مي‌افتد: كارت‌هاي خانه‌ي اول هر روز مرور مي‌شود؛ كارت‌هاي خانه‌ي دوم هر دو روز، كارت‌هاي خانه‌ي سوم هر چهار روز، كارت‌هاي خانه‌ي چهارم هر هشت روز، و كارت‌هاي خانه‌ي پنجم هر 16 روز يك‌بار مرور مي‌شود. بدين ترتيب سيستم لايتنر (جعبه‌ي لايتنر) مشكل دسته‌بندي كارت‌ها و زمان‌بندي مرور آن‌ها را حل مي‌نمايد. البته تعداد خانه‌ها و فواصل زماني مرورها قابل تغيير است.

هر روز – جعبه 1

هر دو روز – جعبه 2

هر چهار روز – جعبه 3

هر نه روز – جعبه 4

هر 14 روز – جعبه 5

امتياز آشكار اين روش آن است كه تمركز شما بر روي كارت‌هاي مشكل‌تري خواهد بود كه در خانه‌هاي اول قرار دارند، چرا كه با فاصله‌ي زماني كوتاه‌تري مرور مي‌شوند. در عوض مطالبي كه بهتر آموخته شده‌اند و بنابراين به تدريج در خانه‌هاي بعدي قرار گرفته‌اند ديرتر مرور خواهند شد. بدين ترتيب زمان صرف شده براي يادگيري، بهينه خواهد شد. برای این سیستم نرم‌افزار لايتنر هم طراحی شده است.

7)  کدگذاری با رنگ

یادداشت های نامرتب می تواند یادآوری نکات مهم یک سخنرانی را دشوار کند. نوشتن به صورت رنگی روشی پویا برای سازماندهی اطلاعاتی است که یاد می گیرید. همچنین به شما کمک می کند مهمترین ایده ها را مرور و اولویت بندی کنید.

یک مطالعه اخیر نشان داده است که رنگ می تواند عملکرد حافظه فرد را بهبود بخشد. همان مطالعه نشان داد که رنگ های گرم (قرمز و زرد) “می تواند یک فضای یادگیری ایجاد کند که مثبت و انگیزه آور باشد که می تواند به زبان آموزان کمک کند نه تنها درک مثبتی نسبت به محتوا داشته باشند بلکه با مواد یادگیری تعامل و تعامل بیشتری داشته باشند.” همچنین گزارش داد که رنگ های گرم “باعث افزایش توجه و ایجاد هیجان و اطلاعات می شوند.”

نوشتن به صورت رنگی ممکن است بی فایده به نظر برسد ، اما این نکات را در خاطر داشته باشید:

  • نکات کلیدی را با قرمز بنویسید.
  • اطلاعات مهم را با زرد برجسته کنید.
  • موضوعات را براساس رنگ سازماندهی کنید.
  • همه چیز را رنگ نکنید – فقط مهمترین اطلاعات.

8) نقشه ذهنی

اگر سبک شناختی شما تصویری است، نقشه ذهنی را امتحان کنید، روشی که به شما امکان می دهد تصویر اطلاعات را در نمودار سازماندهی کنید. ابتدا یک کلمه را در مرکز یک صفحه خالی می نویسید. از آنجا، شما ایده ها و کلمات کلیدی اصلی را می نویسید و آنها را مستقیماً به مفهوم اصلی متصل می کنید. سایر ایده های مرتبط همچنان منشعب می شوند.

ساختار نقشه ذهنی به نحوه ذخیره و بازیابی اطلاعات مغز ما مربوط می شود. نگاشت ذهنی به جای نوشتن فقط می تواند درک خواندن شما را بهبود ببخشد. همچنین با برقراری ارتباط سلسله مراتب و روابط بین مفاهیم و ایده ها شما را قادر می سازد تا تصویر کلان را ببینید.

خوب، چگونه این کار را انجام می دهید؟

  • یک کاغذ خالی بگیرید (یا از ابزاری به صورت آنلاین استفاده کنید) و عنوان مطالعه خود را در مرکز مانند “رشد کودک” بنویسید.
  • یکی از ایده های اصلی خود (به عنوان مثال ، یک فصل از کتاب یا یادداشت های خود) را به موضوع اصلی مانند “مراحل رشد” وصل کنید.
  • زیر شاخه های ایده های پشتیبانی را به شاخه اصلی خود متصل کنید.

نکته: برای هر شاخه از رنگهای مختلف استفاده کنید و در صورت کمک ، تصاویر آن را بکشید.

9) قبل از مطالعه ورزش کنید

ورزش نه تنها با خستگی مبارزه می کند، بلکه می تواند سطح انرژی را نیز افزایش دهد. اگر در تلاش برای یافتن انگیزه مطالعه هستید ، فکر کنید که یک تمرین ورزشی را به روز خود اضافه کنید. لازم نیست یک ساعت کامل در باشگاه باشد. این می تواند یک تمرین 20 دقیقه ای در خانه یا یک پیاده روی سریع در اطراف محله شما باشد. هر چیزی برای گرفتن ضربان قلب شما. قبل از مطالعه ورزش کنید:

عملکرد مغز را شروع می کند و می تواند به بهبود حافظه و عملکرد شناختی کمک کند. اندورفین آزاد می کند، که می تواند روحیه شما را بهبود بخشد و سطح استرس را کاهش دهد.

10) قبل از خواب مطالعه کنید

خواب برای عملکرد مغز، تشکیل حافظه و یادگیری بسیار مهم است. مطالعه قبل از خواب، می تواند به بهبود یادآوری کمک کند. به گفته اسکات کایرنی، محقق از دانشگاه یورک در انگلستان، “هنگامی که بیدار هستید چیزهای جدیدی یاد می گیرید، اما هنگام خواب آنها را تصفیه می کنید ، بازیابی و استفاده صحیح از آنها را در صورت نیاز آسان تر می کنید.  این برای چگونگی یادگیری و همچنین برای چگونگی کمک به حفظ عملکردهای سالم مغز مهم است. ” وقتی خواب هستید، مغز خاطرات شما را مرتب می کند.

هیچ کس نمی خواهد بیشتر از زمان مورد نیاز خود برای مطالعه وقت بگذارد. یادگیری تکنیک های موثر مطالعه می تواند از آمادگی کامل شما برای امتحانات اطمینان حاصل کند و به شما کمک می کند تا هرگونه اضطراب امتحان را کاهش دهید.

 5,239